در آفرینش، انسانها سعی کردهاند در گروهها و باورهای مختلف ادغام شوند. ادیان نیز با وجود ترس از یکدیگر، سعی کردهاند به یکدیگر نزدیکتر شوند و مکان و محل سکونت اکثر پیروان ادیان را کنترل کنند.
به همین ترتیب، ملت ما، علیرغم دیدگاهها و محدودیتهای حکومت و زنجیرهای راستگرایان و افراد روشنفکر، اما بین خانوادهها و افراد، هنوز حس عشق بین افراد وجود دارد. اما امروز شاهدیم که هزاران تن بمب و موشک به این گفتگو پاسخ داده شده است، چه اتفاقی بین اسلام و یهودیت افتاده، چه اتفاقی در ایران شیعه و حکومت نظامی آمریکا افتاده است، فرصتهای گفتگو و مذاکره بین این دو تمدن هنوز از دست رفته است.
اگر دو رقیب سعی کنند به هم نزدیک شوند، مسلماً آغازگر این کار، گامی به سوی صلح است. شکستن و از بین بردن این دیوارهای بلند آسان نیست، زیرا اغلب تلاشها برای انحلال و نقض یک ایده، زبان، ملت صورت میگیرد.
اگر نمونههایی از تاریخ ملت کرد را آشکار کنیم، خواهیم دید که تلاشهایی برای ریشهکن کردن کردها به نام گفتگو و حقوق صورت گرفته است.
پس از سالها جنگ و مبارزه، در سال ۱۹۷۰، جنبش کردی و رژیم بعث اعلامیهای به نام اعلامیه ۱۱ مارس امضا کردند که مایه شادی کردها بود و در برخی مناطق از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ به عنوان ناجی کردها و اعراب نامیده میشد، با این حال، بلافاصله پس از امضای این توافق، تعدادی از روحانیون به دیدار پسر ملا مصطفی بارزانی رفتند که بمبی را در خودرو منفجر کرد.
این یکی از گفتگوهایی بود که جلسه و توافق را به شکست کشاند و به همین دلیل جنگ از سر گرفته شد. علاوه بر این حادثه، تاریخ ملت کرد شامل موارد زیادی از این دست است که تیم گفتگوی کردی ذبح یا دستگیر یا به مواد مخدر آلوده شدند.
به طور کلی، ملت کرد همیشه پذیرای گفتگو بوده و برای گفتگو بهای سنگینی پرداخته است تا جایی که با خود میگوییم: «آنچه کردها در جنگها به دست میآورند، سر میز گفتگو از دست میدهند.» بنابراین، گفتگو در این دوران و در تمام دورانها بهتر است. همکاری و تلاش برای همزیستی، دریچه صلح را میگشاید و جلوهای زیبا از کرد به تلاشهایی که کردها در طول تاریخ به آن شناخته شدهاند، میبخشد. میتوانیم اهمیت گفتگو با همه ادیان، مذاهب، ملتها و سایر ملتها را به عنوان یک نظریه جدید زندگی و همزیستی، دستور کار هر گروهی قرار دهیم که با تفکر مدرن به عرصه سازمانی یا حزبی آمده است.
افتخار دیگر، میل به زندگی و همزیستی است که کردها در هر چهار بخش کشور با افراد دارای زبان، مذهب و عقیده متفاوت انجام دادهاند و میدهند.
این مقاله را با یک مثال زنده به پایان میبرم که در سال ۱۹۹۱، قیام بزرگ ملت ما، در استانهای سلیمانیه، اربیل و دهوک، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار سرباز، افسر و درجهدار ارتش عراق به دست نیروهای پیشمرگه افتادند و ۴۰۰۰ روستا، شهر و شهرستان را تصرف کردند. این ارتش گروگان گرفته و شکنجه نشد، بلکه با احترام به اقوام و شهرهای خود در مرکز و جنوب عراق بازگردانده شد. سپس مذاکرات بین جبهه کردستان و دولت عراق از سر گرفته شد.
این یکی از نمونههایی است که نشان میدهد کردها، چه به عنوان رهبر و چه به عنوان مردم کوچه و خیابان، همیشه با گفتگو، مذاکره و گفتار، نه با کشتن، انتقام و خونریزی، پیش میروند. این شخصیت واقعی ملت ماست.









نوشتن دیدگاه