دنیای ما هرگز تا این حد آشفته نبوده است. فرهنگها، باورها و شیوههای زندگی مختلف اکنون در یک بستر جامعه با هم تلاقی میکنند. این همگرایی، با وجود اینکه ثروتی متنوع است، در صورت عدم مدیریت صحیح یا ورود افکار و اهداف بد، میتواند منجر به تنش نیز شود. .
تحمل، برخلاف معنای رایج آن، حالتی از ”تحمل” نیست. بلکه تلاشی فعال برای فهمیدن و پذیرفتن است. این یک رفتار و احساسی است که ما هم یاد میگیریم و هم آموزش میدهیم. انسانها به خاطر آنچه هستند ارزشمندند و همین ارزشمندی است که تفاوتهای ما را به جای ایجاد تنش، قابل تأمل میکند. از زمانهای قدیم، فلسفه ایمان ما، که به ما میگوید “آفریدگارت را به خاطر خالقش دوست داشته باش”، و در دنیای فکری که ساخته است، تحمل افقی از مهربانی است که توسط ایمان شنیده میشود.
مدارا وقتی با عشق و گفتگو همراه باشد، معنای بسیار عمیق تری پیدا می کند. گفتگو نه تنها راهی برای ایجاد روابط است، بلکه یک مسئولیت اخلاقی است که پل هایی را بین قلب ها ایجاد می کند. در دنیای امروز که تفاوت ها کمرنگ و اغلب باعث تفرقه شده اند، این دیدگاه بیش از هر زمان دیگری منطقی به نظر می رسد.
تاریخ این حقیقت را بارها به ما نشان داده است؛ هر جا که گفتگو خاموش باشد، تنشها آشکار میشوند. عفو عمومی نلسون ماندلا و جنبش عدم خشونت مارتین لوتر کینگ نشان میدهد که مدارا نه تنها یک عمل اخلاقی ارزشمند است، بلکه میتواند به یک نقطه عطف مهم اجتماعی تبدیل شود. به همین دلیل است که امروز یادآوری این میراث بسیار مهم است و باید جوامع خود را دوباره با این خمیر ورز دهیم.
به خصوص به این دلیل که ما در عصر دیجیتال زندگی میکنیم، این نیاز اهمیت بیشتری پیدا میکند. در عصری که اطلاعات به سرعت پخش میشوند، سوابق تصمیمگیری منفی نیز میتوانند به همان سرعت پخش شوند. شبکههای اجتماعی به جای اینکه بستری برای گفتگو باشند، اغلب میتوانند به میدانی برای تنش بین قطبهای مخالف تبدیل شوند. به همین دلیل، مدارا نه تنها یک عمل زیبا از نیکی شخصی است، بلکه وسیلهای برای هماهنگ کردن جامعه نیز میباشد.
نقش آموزش در نهادینه کردن مدارا در همه زمینهها بسیار مهم است. مدارا و گفتگو باید در قلب سیستمهای آموزشی ما باشد. افراد درگیر در این سیستم، از مربیان گرفته تا دانشآموزان، باید به گونهای آموزش ببینند که مدارا، شفقت و احترام از اصول اصلی باشند. وحدت اجتماعی زمانی حاصل میشود که عشق و مدارای گستردهای بین افراد وجود داشته باشد، زمانی که آنها تفاوتها را به عنوان نشانهای از ثروت بپذیرند و بر سر ارزشهای والای مشترک توافق کنند. این بینش، نقشه راهی قدرتمند برای جوامع متنوع است.
وقتی به سطح جهانی نگاه میکنیم، این نقاشی هم تفاوتی ندارد. همانطور که دالایی لاما اغلب میگوید، صلح با مهربانی و تفاهم پایدار میماند. این به ما یادآوری میکند که مدارا یک نیاز محلی نیست، بلکه یک نیاز جهانی است.
دورانی که امروز در آن زندگی میکنیم به روشنی به ما میگوید که یا اختلافات خود را به عامل درگیری تبدیل میکنیم، یا آنها را به عنوان ثروت مشترک تفسیر میکنیم. این انتخابات نه تنها امروز، بلکه آینده ما را نیز تعیین خواهد کرد.
در این صفحه از این مجله، ما میخواهیم چیزی بیش از یک آرزو بنویسیم، میخواهیم این یک دعوت باشد. دعوتی برای بیشتر گوش دادن، بیشتر فهمیدن و بیشتر احساس کردن به یکدیگر. زیرا میدانیم وقتی بردباری بر یک جامعه حاکم باشد، نه تنها به آن آرامش میدهد، بلکه به آن قدرت و بقای بیشتری میبخشد.









نوشتن دیدگاه